1- مرگ مروان

در اين روز در سال 133 ه’ مروان بن محمد بن مروان بن حكم معروف به مروان حمار آخرين خليفه بني اميه كشته شد، و دولت هزار ماهه بني اميه منقرض شد.
(تتمه المنتهي: ص 146. زاد المعاد: ص 304. فيض العلام: ص 131)
بعد از قيام بني عباس به رياست سفاح، عبدالله بن علي عموي خويش را براي جنگ با مروان فرستاد. مروان به بوصير كه نواحي فيوم در مصر بود گريخته بود، در طول مسير هر كس از بني اميه را كه مي‏ديدند مي‏كشتند. در كنار نهر اردن جماعت بسياري را كشتند و روي آنها سفره انداختند و غذا خوردند. عبدالله عموي سفاح گفت:
«هرچه انجام دهيم تلافي روز شهادت حسين بن علي عليه السلام نمي‏شود».
از آنجا عده‏اي را همراه با عامر بن اسماعيل براي دفع شر مروان فرستاد. در بوصير مروان را در كليسايي سر بريدند و زبان او را قطع كردند و زبانش را گربه‏اي خورد. جالب اينكه روز قبل مروان زبان غلامي را بريده بود و همان گربه خورده بود. سپس زن و بچه او را اسير كرده نزد سفاح فرستادند. بعضي اين واقعه را در 21 اين ماه ذكر كرده‏اند.
(قلايد النحور: ج ذي الحجه، ص 413)


2 - واقعه حرّه

در اين روز واقعه حره در چهارشنبه سال 63 ه’ به وقوع پيوست، كه تعبير رواين سه روز به آخر ذي الحجه مانده 27 يا 28 است.
(بحار الانوار: ج 18، ص 125 - 126. قلايد النحور: ج ذي الحجه، ص 448. فيض العلام: ص 132)
در اين روز بود كه به امر يزيد ملعون قتل و غارت اهل مدينه صورت گرفت و پس از كشتن بيش از 4000 نفر، مسرف (مسلم) بن عقبه اموال و زنان اهل مدينه را تا سه روز بر لشكر خود مباح كرد. اينواقعه مشهور به واقعه حره است و دو ماه و نيم قبل از مرگ يزيد ملعون اتفاق افتاده است.



3 - وفات علي بن جعفر عليه السّلام

در اين روز در سال 210 ه’ علي بن جعفر عليه السلام وفات كرد.
(قلايد النحور: ج ذي الحجه، ص 448. سبل الرشاد الي اصحاب الامام الجواد 7: ص 175) امامزاده جليل القدر جناب علي بن جعفر الصادق عليه السلام سيدي بزرگوار، شديد الورع، كثير الفضل و عالمي عامل و يكي از بزرگترين روات موثق شمرده شده است. او امام صادق و حضرت موسي بن جعفر و امام رضا و حضرت جواد عليهم السلام را درك نموده است.
جناب علي بن جعفر عليه السلام از ساير برادران خود كوچكتر بود، و پس از فوت پدر بزرگوارش همواره ملازمت برادر خود حضرت موسي بن جعفر عليه السلام را اختيار كرده بود. معالم دين و احاديث بسياري از آن حضرت اخد نموده و روايت مي‏كرد كه از جمله آنها كتاب «مسايل علي بن جعفر» است. همچنين «مسايل الحلال و الحرام» و «المناسك» منسوب به آن بزرگوار است.
(سبل الرشاد الي اصحاب الامام الجواد عليه السلام: ص 175)
احترام علي بن جعفر به مقام امامت:
محمد بن حسن عمار مي‏گويد:
(بحار الانوار: ج 47، ص 266. سبل الرشاد الي اصحاب الامام الجواد عليه السلام: ص 179)
مدت 10 سال در مدينه طيبه محضر علي بن جعفر عليه السلام را درك كرده احاديثي را كه از برادر خود موسي بن جعفر عليه السلام اخذ نموده بود شنيده و مي‏نوشتم. روزي خدمتش بودم كه حضرت جواد عليه السلام وارد مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله شد. علي بن جعفر عليه السلام تا آن حضرت را ديد از جاي برخاست و بدون كفش و رداء به خدمتش شتافت و دست او را بوسيد و او را تعظيم و تكريم نمود. آن حضرت فرمودند: عمو بنشين، خداوند تو را رحمت كند. علي بن جعفر عليه السلام فرمود: آقاي من، چگونه بنشينم با اينكه شما ايستاده‏ايد.
هنگامي كه آن حضرت به او اجازه فرمودند، به جاي خود باز گشت و در مجلس مشست. اصحابش او را سرزنش كردند كه تو عموي پدر او هستي ! چگونه با وي اين سان معامله مي‏كني ؟ علي بن جعفر عليه السلام فرمود: ساكت شويد ! پس دست را بالا برد و محاسن خود را گرفت و فرمود: حق تعالي مرا با اين محاسن اهليت امامت نداده، ولي اين جوان را اهليت بخشيده و امامت را به او تفويض فرموده، با اين حال چگونه فضل او را انكار كنم و چگونه به او احترام نگذارم. با اينكه من بنده او هستم ؟
از اين روايت پيداست كه آن جناب تا چه حدي نسبت به امام زمان خود معرفت داشته و از جمله رواتي است كه تمامي علماء رجال ايشان را ستايش بليغ نموده‏اند.
مسافرتهاي علي بن جعفر:
مسكن آن جناب در قريه عريض در چهار ميلي مدينه طيبه بوده است، و از اين جهت به آن حضرت عريضي مدني گويند، و فرزندان او را عريضيون مي‏خوانند. نسل آن حضرت از چهار پسرش محمد و احمد و حسن و جعفر است. علي بن جعفر عليه السلام در عريض يا مدينه بود كه اهل كوفه از ايشان درخواست كردند در كوفه نزول اجلال فرمايند. آن حضرت قبول فرموده و چندي در كوفه به نشر معالم دين و احاديث سيد المرسلين و ايمه هدي عليهم السلام پرداخت. بعد از چندي مردم قم از ايشان خواستند به قم تشريف فرما شوند. آن بزرگوار از كوفه به قم مهاجرت فرمود و در قم ماند تا به رحمت الهي پيوست و در خارج قم نزديك دروازه جنوبي دفن شد.
(اقتباس از كتابهاي انوار المشعشعين، فصل الخطاب، عمده الطالب: ج 1، تاريخ انجم فروزان، رياض الانساب‏رجال كبير، رجال كشي، منتخب التواريخ)
در دو مكان ديگر قبري منسوبه ايشان وجود دارد: يكي در عريض يك فرسخي مدينه و ديگري در خارج شهر سمنان.
(منتخب التواريخ: ص 226)
مسعودي روز وفات آن حضرت را 27 ذي الحجه و سال وفات را 233 ه’ و عمر آن حضرت را 72 سال مي‏داند.
(مروج الذهب: ج 4، ص 127)